بازاریابی و فروش

مدیریت ارتباط با مشتری در بازاریابی دیجیتال: چگونه تعامل با مشتری را بهبود بخشیم

محمد حسن اسدی طاری

در دنیای دیجیتال امروز که در اولویت قرار دارد، کسب‌وکارها با یک چالش رو به رشد روبرو هستند: تعامل با مشتریان در پلتفرم‌های مختلف، در زمان واقعی و در مقیاس بزرگ. برای موفقیت بازاریابی دیجیتال، باید شخصی، سازگار و مرتبط باشد. اینجاست که ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) وارد عمل می‌شوند.

یک CRM که به خوبی پیاده‌سازی شده باشد، فقط مخاطبین را سازماندهی نمی‌کند. این CRM به ستون فقرات تلاش‌های بازاریابی دیجیتال شما تبدیل می‌شود. ساختار، بینش و اتوماسیونی را فراهم می‌کند که به بازاریابان اجازه می‌دهد روابط قوی‌تری با مشتریان ایجاد کنند. اما CRM دقیقاً چگونه بازاریابی دیجیتال را تقویت می‌کند و تعامل با مشتری را بهبود می‌بخشد؟

مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان ستون فقرات یک استراتژی بازاریابی دیجیتال

۱-متمرکز کردن داده‌های مشتری برای کمپین‌های هوشمندانه‌تر

یکی از مزایای کلیدی CRM در بازاریابی دیجیتال، متمرکز کردن داده‌ها است. مشتریان مدرن با برندها در کانال‌های مختلف شامل: ایمیل، رسانه‌های اجتماعی، وب‌سایت‌ها، برنامه‌های پیام‌رسان و موارد دیگر تعامل دارند. بدون یک مرکز مرکزی برای جمع‌آوری و اتصال این تعاملات، استراتژی‌های بازاریابی می‌توانند تکه‌تکه به نظر برسند.

یک سیستم CRM با یکپارچه‌سازی داده‌های مشتری در یک مکان واحد، به حل این مشکل کمک می‌کند. بازاریابان یک نمای ۳۶۰ درجه را از هر مشتری، تاریخچه خرید، ترجیحات ارتباطی، رفتار رسانه‌های اجتماعی و حتی تعاملات پشتیبانی آنها به دست می‌آورند. با این بینش، کمپین‌ها می‌توانند با دقت بیشتری تنظیم شوند.

به عنوان مثال، به جای ارسال یک ایمیل تبلیغاتی عمومی، می‌توانید مخاطبان خود را بر اساس خریدها یا علایق اخیر تقسیم‌بندی کنید. نتیجه؟ نرخ باز شدن بالاتر، تبدیل‌های بیشتر و اعتماد قوی‌تر مشتری.

۲-خودکارسازی تعامل در کانال‌ها

CRM همچنین نقش محوری در اتوماسیون بازاریابی ایفا می‌کند. با گردش‌های کاری و محرک‌ها، بازاریابان می‌توانند در زمان مناسب با مشتریان تعامل داشته باشند.

به بازدیدکننده‌ای فکر کنید که یک کتاب الکترونیکی را از وب‌سایت شما دانلود می‌کند. یک اتوماسیون متصل به CRM می‌تواند فوراً یک ایمیل تشکر ارسال کند، چند روز بعد یک پیام پیگیری برنامه‌ریزی کند و در صورت برآورده شدن معیارهای خاص توسط سرنخ، به تیم فروش اطلاع دهد.

حتی بهتر از آن، اتوماسیون می‌تواند فراتر از ایمیل گسترش یابد. از طریق ادغام  CRM می‌توانید از طریق پلتفرم‌های پیام‌رسان و رسانه‌های اجتماعی به مشتریان دسترسی پیدا کنید و یک تجربه چندکاناله یکپارچه ایجاد کنید.

ابزارهایی که از ادغام WhatsApp Carousel و LinkedIn پشتیبانی می‌کنند، این کار را حتی آسان‌تر می‌کنند و به شما امکان می‌دهند پیشنهادات شخصی‌سازی شده را نمایش دهید یا سرنخ‌ها را در پلتفرم‌هایی که قبلاً از آنها استفاده می‌کنند، پیگیری کنید. با پیام‌رسانی و زمان‌بندی مداوم، کسب‌وکارها می‌توانند مکالمات معنادار و مداومی ایجاد کنند.

چگونه CRM تعامل را در هر مرحله افزایش می‌دهد

۱-بهبود پرورش سرنخ و تبدیل

مسیر سرنخ تا مشتری همیشه سرراست نیست. زمان، نقاط تماس و اعتماد لازم استب CRM با پیگیری هر مرحله و اطمینان از اینکه هیچ چیز از قلم نمی‌افتد، به پرورش این فرآیند کمک می‌کند.

با سیستم‌های امتیازدهی مبتنی بر CRM، بازاریابان می‌توانند سرنخ‌های با نیت بالا را اولویت‌بندی کنند. این امتیازات اغلب بر اساس رفتار – کلیک‌های ایمیل، بازدیدهای وب‌سایت، دانلودها – هستند و به تیم‌های فروش اجازه می‌دهند تا با پیام‌های به موقع و مرتبط با مشتریان بالقوه برخورد کنند.

علاوه بر این، کمپین‌های قطره‌ای خودکار می‌توانند مجموعه‌ای از محتوای آموزشی متناسب با هر مرحله از سفر خریدار ارائه دهند. با ارائه مداوم ارزش، شما سرنخ‌ها را به تصمیم خرید نزدیک‌تر می‌کنید، در حالی که تلاش‌های دستی را کاهش می‌دهید.

فرض کنید یک کسب‌وکار کوچک در حال اجرای کمپینی برای یک محصول جدید است. با استفاده از داده‌های CRM آنها می‌توانند شناسایی کنند که کدام سرنخ‌ها از قبل با برند آشنا هستند و برای آنها مطالعات موردی ارسال کنند. برای سرنخ‌های جدید، ممکن است با محتوای آگاهی‌بخشی اولیه شروع کنند. این رویکرد متناسب، تأثیر را به حداکثر می‌رساند و در عین حال حدس و گمان را به حداقل می‌رساند.

۲-حمایت از حفظ و وفاداری مشتری

بازاریابی دیجیتال فقط در مورد جذب نیست – بلکه در مورد حفظ مشتریانی است که از قبل دارید. سیستم‌های CRM  برای این امر حیاتی هستند.

با ردیابی تعاملات مشتری پس از فروش، CRM ها به شما کمک می‌کنند تا خطرات ریزش و فرصت‌های فروش بیشتر را شناسایی کنید. به عنوان مثال، مشتری‌ای که به مدت ۳۰ روز وارد سیستم نشده است، ممکن است به طور خودکار برای یک کمپین تعامل مجدد علامت‌گذاری شود. از سوی دیگر، به یک کاربر قدرتمند می‌توان جوایز وفاداری یا ارتقاء محصول ارائه داد.

CRM  همچنین از شخصی‌سازی در مقیاس بزرگ پشتیبانی می‌کند. مشتریان وقتی احساس کنند که دیده و درک می‌شوند، احتمال بیشتری دارد که وفادار بمانند. چیزی به سادگی یک پیام تولد یا توصیه محصول بر اساس رفتار گذشته می‌تواند رابطه را تقویت کند.

مزایای دنیای واقعی و نکات کلیدی

۱-بازگشت سرمایه بهتر بازاریابی از طریق شخصی‌سازی و زمان‌بندی

بازاریابی دیجیتال اغلب در مورد زمان‌بندی است. اگر پیام درست را خیلی زود ارسال کنید، نادیده گرفته می‌شود. اگر خیلی دیر ارسال کنید، فرصت را از دست می‌دهید. CRM  به از بین بردن این اصطکاک کمک می‌کند.

از طریق داده‌های بلادرنگ و اتوماسیون، کسب‌وکارها می‌توانند مشتریان را در زمانی که بیشترین اهمیت را دارد، درگیر کنند. این دقت منجر به نرخ کلیک بالاتر، تبدیل بیشتر و در نهایت، بازگشت بهتر سرمایه‌گذاری بازاریابی می‌شود.

بیایید مثالی بزنیم: یک ارائه‌دهنده خدمات محلی با استفاده از CRM متوجه می‌شود که اکثر مشتریان دو هفته پس از دانلود لیست قیمت، قرار ملاقات رزرو می‌کنند. با این بینش، آنها دقیقاً ۱۴ روز بعد یک یادآوری خودکار تنظیم می‌کنند. این فرایند افزایش رزرو بدون هزینه بازاریابی اضافیست.

۲-هماهنگی فروش و بازاریابی حول محور مشتری

یکی از بزرگترین چالش‌ها در بازاریابی دیجیتال، عدم ارتباط بین تیم‌های فروش و بازاریابی است. مدیریت ارتباط با مشتری به از بین بردن این شکاف کمک می‌کند.

با فراهم کردن دسترسی هر دو تیم به داده‌های یکسان شامل منابع سرنخ، تعاملات، بازخورد  CRM امکان هماهنگی را فراهم می‌کند. بازاریابی می‌داند چه محتوایی منجر به نتایج می‌شود و فروش زمینه پشت هر سرنخ را می‌داند. این هماهنگی منجر به یک تجربه مشتری روان‌تر، کاهش سرنخ‌های از دست رفته و در کل ارتباط بهتر می‌شود.

با داشبوردهای گزارش‌دهی واضح، تصمیم‌گیرندگان می‌توانند به راحتی عملکرد کمپین‌ها را ارزیابی کرده و استراتژی‌ها را در لحظه تنظیم کنند.

چشم انداز

در یک چشم‌انداز دیجیتال که به طور فزاینده‌ای رقابتی است، کسب‌وکارهایی که رشد می‌کنند، کسب‌وکارهایی هستند که مشتریان خود را عمیقاً درک و بر اساس آن درک در لحظه عمل می‌کنن. مدیریت ارتباط با مشتری فقط یک ابزار فروش نیست؛ بلکه یک نیروگاه بازاریابی دیجیتال است.

از کمپین‌های شخصی‌سازی‌شده و تعامل خودکار گرفته تا بهبود حفظ مشتری و هماهنگی بین تیمی مدیریت ارتباط با مشتری به بازاریابان ابزارهایی می‌دهد تا مؤثرتر، چابک‌تر و انسانی‌تر باشند.

با افزایش کانال‌های دیجیتال، سرمایه‌گذاری در یک سیستم CRM که با مجموعه بازاریابی شما ادغام می‌شود، ضروری است و با راه‌اندازی مناسب، CRM  شما فقط داده‌های مشتری را ردیابی نمی‌کند. این امر باعث تعامل واقعی، وفاداری بلندمدت و رشد پایدار خواهد شد.

انتهای پیام/ منبع: ارتباط امروز

تبلیغات و برندینگ

شما سواد تبلیغات و بازاریابی ندارید!

اگر با خواندن عنوان مطلب حس خوبی به شما دست نمی دهد و می خواهید ثابت کنید که اشتباه می کنم، پیشنهاد می کنم به خواندن ادامه دهید…

وقتی تبلیغات مک دونالد، کوکاکولا و یا برندهای مختلف دنیا را می بینم آنقدر با تبلیغات اطرافم تفاوت فاحش دارند که گاهی فکر می کنم آنها بر روی کره دیگری زندگی می کنند. چند سوال:

– آیا من خلاقیت ندارم؟!

– آیا من تخصص ندارم؟!

– آیا من توانایی اجرای اینگونه تبلیغات را ندارم؟!

و جواب همگی سوالات بالا: به طور نسبی همگی را دارا هستم. پس مشکل کجاست؟

من یک چیز ندارم! و آن چیزرا با مختصری مقدمه چینی خواهم گفت…

– وقتی آهنگ فلان خواننده زیرزمینی برایم زیبا و آهنگ های ایرانی اصیل برایم خسته کننده است… من سواد سمعی و موسیقیایی ندارم

– وقتی جلو زدن در صف برایم زرنگی و رعایت حقوق دیگران برایم افت مخسوب می شود … من سواد فرهنگی ندارم

– وقتی همسایه من گرسنه است و من برای اینکه جلوی هم عروسم کم نیاورم ۵ نوع غذا درست کرده ام… من سواد انسانیت ندارم

در مورد تبلیغات و بازاریابی هم همین مساله مصداق دارد. وقتی تبلیغات کسب و کار من ( لوگو، بروشور، بیلبورد و تبلیغات محیطی، آگهی تبلیغاتی، پوستر و… ) همگی تهی از خلاقیت، کپی-پیست، استفاده از تمپلیتهای آماده و… هستند، سواد بصری ندارم. برای یک فرد بی سواد فرقی نمی کند جمله “بابا آب داد” را بنویسید یا یک معادله دیفرانسیل ریاضی!

*به تبلیغ محیطی زیر که توسط شرکت مک دونالد بر فراز شهر شیکاگو چشم نوازی می کند، توجه کنید: آیا متوجه مفهومی که پشت این تبلیغ وجود دارد در نگاه اول شدید؟  اگر جوابتان مثبت است به این معناست که شما ۵۰% سواد بصری را دارا هستید. در واقع سواد بصری بدین معناست که شما با نگاه کردن به تبلیغات برندهای مختلف:

۱ تشخیص بدهید که چه مفهومی در پشت این تبلیغ وجود دارد. این بخش از سواد اکتسابی است و فقط کافی است روزانه خود را مقید کنید که تبلیغات برندهای مختلف دنیا را نگاه کنید و سعی کنید آنها را تحلیل کنید. ۵۰% (به عنوان مثال در مورد تبلیغ مک دونالد، این برند با این تبلیغ، ظرف سیب زمینی سرخ کرده خود را در اذهان مشتری تداعی می کند)

۲ شما بتوانید تبلیغ خوب را از تبلیغ بد و تبلیغی که به مثابه تقلید است و یا در شان کسب و کار شما نیست، تشخیص دهید – این بخش نیاز به تخصص خاص دارد و توسط فرد ماهر در این زمینه قابل تشخیص است – ۵۰%

همچنین اگر جواب سوالی که پرسیده شد منفی است باید روی سواد بصری خود کار کنید. در غیر این صورت کلیه تبلیغاتی که کسب و کار شما برای جذب مشتریان و افزایش فروش و سود انجام می دهد فقط هدر دادن هزینه است و احتمالا در آخر تبلیغی مانند شکل زیر برایتان باقی خواهد ماند!!

مرجان جانقربان

مشاور و طراح برند

انتهای پیام/ منبع: ارتباط امروز،

تبلیغات و برندینگ

لوگوی شخصی؟ لوگوی سازمانی؟ و یا هر دو

تبلیغات و برندینگ: باید بگویم که چه شما به عنوان فردی حقیقی فعالیت  داشته باشید مانند یک سخنران در حوزه کارآفرینی و چه به عنوان کسب و کاری حقوقی به فعالیت در بازار بپردازید، شما نیازمند برندینگ هستید. حال سوال اینجاست: آیا برند شخص شما و یا برند سازمان شما در بین رقبا به خوبی دیده می شود؟ یا بهتر بگویم خودنمایی می کند؟
اگر پاسخ مثبت است که امیدوارم اینطور باشد می توانید به خواندن این متن ادامه ندهید. اما اگر پاسخ منفی است پیشنهاد می کنم به خواندن ادامه دهید.
در واقع اولین و مهمترین عاملی که باعث شناسایی شما چه به عنوان شخص حقیقی و چه به عنوان شخص حقوقی در فرآیند برندینگ  می شود، داشتن نشانه و یا لوگوی حرفه ای و در شان شما و حرفه و فعالیت شماست. به اعتقاد بیشتر صاحبنظران این حوزه، برند و لوگو مصداق کوه یخ را دارند.

 

همانطور که در تصویر هم ملاحظه می کنید جایگاه لوگو و برند کاملا مشخص شده است. اما نکته اینجاست کوه یخ شما نیازمند دیده شدن در بین رقبایتان است. چه بسا مواردی هر چند کوچک تاثیر بسیار شگرفی در فرآیند برندینگ شما ایفا کنند. بخشهایی از کوه یخ شما که دیده نمی شوند و دارای اهمیت بسیار بالایی هستند و ممکن است شما سالها و به صورت زیر بنایی روی آنها کار کنید و این کار کاملا صحیح، حرفه ای و درست است.

اما اگر مجدد نگاهی به عکس کوه یخ بیندازید متوجه خواهید شد  یکی از مهمترین مواردی که باعث می شود کوه یخ شما دیده شود، داشتن یک لوگوی شخصی برای برندینگ فردی شما و یک لوگوی سازمانی برای برندینگ سازمان شماست. نبود هر کدام از موارد فوق به منزله عدم دیده شدن کوه یخ شما در میان رقبایتان است؛ تصمیم با شماست.

انتهای پیام/ منبع: ارتباط امروزمرجان جانقربان

صادرات از ایران- همیار تجارت
کسب و کار

کابوسی به نام مارکتینگ در اینستاگرام و تلگرام

مرجان جانقربان*: بخش بزرگی از فرآیند مارکتینگ و برندسازی برای کسب و کارهای امروزی در فضای مجازی شکل می گیرد و چه بخواهیم و چه نخواهیم باید از این فضا استفاده کنیم.  اما سوال مهم اینجاست : به چه قیمتی؟!
در حال حاضر تلگرام و اینستاگرام در صدر جدول رقابت در این زمینه قرار دارند و کمتر کسی را سراغ دارید که در طول ۲۴ ساعت شبانه روز بخشی از زمان خود را به آنها اختصاص ندهد. اولین باری که این دو ابزار رونمایی شدند را قطعا به خاطر داریم و به مرور زمان جنبه تجاری آن ها قدرت گرفت و هم اکنون با به وجود آمدن کانال های تلگرامی و صفحات کسب و کار در اینستاگرام، به یکی از اثرگذارترین ابزارهای بازاریابی و برندسازی کاری و شخصی تبدیل شده اند.
اما مجددا سوالمان را تکرار می کنیم : به چه قیمتی؟! گفتاری قدیمی می گوید: با چاقو هم میتوان سیب را پوست کند و هم می توان آدم کشت! تا زمانی که از ابزارهای مزبور برای افزایش دانش، تبلیغات، اطلاع رسانی ها و … استفاده مثبت می شود راه را به درستی پیموده ایم اما با روی کار آمدن شماره های جعلی و fake  و نشان دادن غلو آمیز تعداد اعضای کانالهای تلگرامی و follower  های اینستاگرام و دریافت هزینه های گزاف از مشتریان برای پذیرفتن تبلیغات در چنین صفحاتی … به قول شاعر شیرین سخن : این ره که تو می روی به ترکستان است.
اسف بار تر اینکه، بخش جست و جو در اینستاگرام متاسفانه کاملا در کنترل اشخاص خاصی است و مطالب آن کاملا جهت داده شده و گلچین شده و به مقاصد خاصی قرار می گیرد، ما با یک مساله فرهنگی هم مواجه هستیم که به مرور ما را به ناکجا آباد خواهد رساند. نامناسبترین و مستهجن ترین مطالب و اظهار نظر هایی که فضای حجب را به مرور از میان خواهد برد و رد پایی از فرهنگ چندین هزار ساله را هم نابود خواهد کرد.
در حال حاضر افزایش تعداد اعضای کانال،follower  ها،افزایش لایک ها و کامنت ها و … جای خود را به مسیر درست فرآیند مارکتینگ و برندینگ داده است. هیچ کدام از موارد فوق تضمینی برای افزایش فروش و سودآوری کسب و کار شما و حتی برندینگ شخصی شما نیست بلکه تنها شما را در توهمی کاذب فرو خواهد برد و جیبهای عده ای سود جو را پر خواهد کرد.
یادمان باشد، یک درخت کوچک با ریشه های عمیق هزاران بار از درختی تنومند با ریشه های سست ارزشمند تر است. اگر این موارد از سمت خودمان اصلاح نشود، در آینده نزدیک با مرگ فرهنگی و مرگ دانشی مواجه خواهیم بود. از خودمان شروع کنیم و به جای جهل، آگاهی و دانش را منتشر کنیم.
*مشاور و طراح برند
انتهای پیام/

تبلیغات و برندینگ

رتبه برند شما در المپیک چند است

المپیک از بزرگترین رویدادهای ورزشی در عرصه جهانی و بهترین فرصت برای عرض اندام کشورهای مختلف دنیاست. اگر از دیدگاه برندینگ به این قضیه نگاهی داشته باشیم، شاید بتوان نام دیگر این رویداد را ( اتحاد برندهای ملی ) نامید. همانطور که از داستان زیبای نهفته در پشت لوگوی المپیک هم پیداست، ۵ حلقه متصل به هم نماد ۵ قاره دنیاست. اگر بخواهیم عمیق تر قضیه را بررسی کنیم، می توان از دو منظر به این موضوع توجه کرد که البته هر دو کاملا با هم مرتبط و تلفیق شده است :

۱ – پرسونال برندینگ یا برندینگ شخصی : هر شرکت کننده فارغ از اینکه چه ملیتی دارد با برنامه ریزی و استراتژی دقیق به عنوان یک برند شخصی در این رقابت جهانی حضور به هم می رساند. در این حالت در دو وضعیت کلی قرار خواهد گرفت. اگر از گردونه رقابت ها حذف شود، تجربه ای اندوخته و در فرصت های آتی با آمادگی لازم و در خور این رقابت شرکت خواهد کرد و اگر مدال آفرین باشد به منزله یک قدم ترقی در مسیر پلکان برند شخصی او محسوب می شود.

۲- برند ملی : با توجه به صحبتهایی که در بخش قبلی گفته شد خصوصا اگر نماینده کشور مربوطه افتخار آفرین باشد به منزله شناساندن وطن او در نزد جهانیان است. این تاثیرات تا جایی است که حتی بعدها بر روی روابط کسب و کار، مسایل اقتصادی، فرهنگی و… میان کشورها نیز موثر است. متاسفانه به دلیل تحریمهای متفاوتی که سالهاست کشور ما با آن رو به روست، امکان حضور در دنیای رقابتی برندهای مطرح کمتر فراهم است و محک خوبی در این زمینه نمی خوریم و اگر به مرور زمان به این وضعیت خو بگیریم و از کسب مهارت و آمادگی لازم غافل شویم عواقب سختی در انتظار برند ماست.

با یک مثال قضیه را  واضح تر می کنم . دانش آموزی را در نظر بگیرید که در یک مدرسه خیلی معمولی همیشه شاگرد ممتاز بوده و به یکباره او را به مدرسه ای با حضور نخبگان می فرستند و سرنوشت او از همین الان مشخص است!

چند سوال مهم اینجا مطرح می شود : اگر قرار بود برند شخصی یا سازمانی ما در رقابتی مشابه حضور به هم می رساند آیا آمادگی لازم را داشت؟ آیا می توانست در این سطح ظاهر شود؟ آیا می توانست نماینده شایسته ای برای کشور ما باشد؟

اگر از ابتدا استراتژی مناسبی برای توسعه برند سازمانی خود پایه گذاری کرده باشید و در کنار آن روی برند شخصی خود نیز سرمایه گذاری کرده باشبم، مهارتهای لازم در سطح پیشرفته و بین المللی را کسب کرده باشیم و تلاش و پشتکار مثال زدنی همراه با باور درونی داشته باشیم… احتمالا جواب سوالات مثبت است و کمتر جای نگرانی وجود دارد. اما اگر ما out of date باشیم و برنامه ریزی مناسبی برای حضور در عرصه جهانی نداشته باشیم، اگر برند ما سست بنیان باشد و…به نظر می رسد اگر با این شرایط در چنین عرصه ای شرکت نکنیم بهتر باشد.

به امید روزی  که برند شما بر سکوی قهرمانی مدال آور باشد و باعث افتخار کشور شود.

انتهای پیام/

فناوری اطلاعات

غول تجارت الکترونیک جهان با ۱۸۰۰۰ اخراج سقوط کرد

با تمام خریدهای آنلاینی که در طول همه گیری انجام دادید به افزایش تقاضا افزوده شد که با سایر عوامل اقتصادی ترکیب شد تا قیمت ها را بالاتر برد. تا جاییکه با کاهش تقاضا، هزینه‌ها برای صنعت فناوری نیز بسیار بالا رفت و شرکت‌ها را مجبور به کاهش جاه‌طلبی‌های خود کرد؛ حتی آمازون غول‌پیکر را.

به گزارش ارتباط امروز به نقل از Statista، آمازون پیش از همه‌گیری کروناویروس، غول تجارت الکترونیک ایالات متحد بود و تا سال ۲۰۱۹ بیش از نیمی از بازار جهان را به خود اختصاص داد. با رونق خرید آنلاین، که ابتدا به دلیل قرنطینه ها و سپس با پول نقد تحریک شد، سود این شرکت هرروز افزایش یافت.

رشد آمازون در اواسط سال ۲۰۲۱ متوقف شد و اولین ضرر خود را در هفت سال گذشته در آغاز سال ۲۰۲۲ به ثبت رساند. بلومبرگ گزارش داد تا نوامبر، آمازون اولین شرکت در جهان بود که یک تریلیون دلار از ارزش خود را از دست داده است.

آمازون، مانند بسیاری از شرکت‌های فناوری، روی رفتارهای خرید جدید ما سرمایه گذاری زیادی کرد. وقتی به فروشگاه‌های آجری و ملات برگشتیم و هزینه‌های خود را در یک سال و نیم گذشته کاهش دادیم، شرکت با نیروی کار بزرگ و شبکه لجستیکی عظیمی که نمی‌توانست پشتیبانی کند باقی ماند. در سال ۲۰۲۲، آمازون و رقبای آن بخش‌های بزرگی از آنچه را که در طول همه‌گیری ساخته بودند کنار گذاشتند.

مشهودترین نشانه عقب نشینی آمازون اخراج کارکنان خود بوده است که برای اولین بار در ماه نوامبر فاش شد و در آن زمان گزارش شد که حدود ۱۰۰۰۰ نفر اخراج شده اند. این درحالیست که اندی جاسی مدیر عامل آمازون اعلام کرد بیش از ۱۸۰۰۰ نیروی کار را تعدیل خواهد کرد، تنها آخرین نگاه اجمالی به مشکل است. در اکتبر ۲۰۲۱، آمازون به سرمایه گذاران خود گفت که ظرفیت انبارداری و حمل و نقل هوایی خود را در پاسخ به تقاضای اولیه همه گیری کروناویروس افزایش داده است.

در عین حال اواسط سال ۲۰۲۲  آمازون کتابفروشی های فیزیکی خود و برخی از مکان های فروشگاه راحتی آمازون گو را تعطیل کرد. این شرکت خدمات مراقبت‌های بهداشتی Amazon Care  خود را به دلیل تردید در سودآور بودن آن کنار گذاشت و بخش‌هایی که مسئول موارد دلخواه مشتریان مانند دستگاه‌های مجهز به الکسا هستند، نیز دستخوش تغییراتی شده اند.

جاسی گفت: «کاری که ما در تلاشیم انجام دهیم این است که هزینه‌های خود را در بسیاری از زمینه‌های مختلف کمتر و در عین حال اطمینان حاصل کنیم که روی چیزهایی که فکر می‌کنیم در درازمدت می‌توانند تغییر کنند شرط‌بندی می‌کنیم.»

نیل ساندرز، تحلیلگر خرده‌فروشی در GlobalData، با اشاره به اینکه این شرکت راهی برای کسب سود از دستگاه‌های الکسا پیدا نکرده است، گفت: با این حال، کاهش در آمازون نشان‌دهنده چرخش به سمت سودآوری فوری است.

ساندرز گفت که این نشانه‌ای از حسابرسی در سراسر صنعت است زیرا خریداران در هزینه‌های خود ترمز می‌کنند و افزود: «بسیاری از شرکت‌ها طوری رفتار می‌کردند که انگار این یک تغییر دائمی است.»

تجارت الکترونیک در سال ۲۰۲۰ به ارتفاعات خیره کننده ای رسید. خریداران درآمد و نقدینگی محرک را در اثاثیه منزل، لوازم باغبانی و لوازم الکترونیکی کاهش دادند و رشد خرید آنلاین قابل توجه بود. از نرخ رشد ثابت حدود ۱۶ درصد در پایان سال ۲۰۱۹ به بیش از ۴۴ درصد در ماه های تابستان ۲۰۲۰ رسید.

اما در حالی که هزینه‌ها هنوز در سطوح بی‌سابقه‌ای بود، آمازون از پول نقد اضافی برای ساختن انبارها و مراکز هوایی استفاده کرد و از ۸۰۰۰۰۰ کارمند در پایان سال ۲۰۱۹ به بیش از ۱٫۶ میلیون نفر در پایان سال ۲۰۲۱  مواجه شد. این فقط آمازون نبود  Shopify شرکتی که پشت بسیاری از فروشگاه‌های آنلاین مستقل قرار دارد، نیز استخدام‌های زیادی انجام داد. شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی مانند متا و توییتر نیز سود بردند و درآمد تبلیغاتی بیشتری از بازرگانانی که تبلیغات هدفمند را به سمت خریدارانی که در خانه نشسته بودند به ارمغان آوردند.

زمانی که متا در ماه نوامبر اخراج ۱۱۰۰۰ کارمند خود را اعلام کرد، مارک زاکربرگ، مدیرعامل این شرکت اذعان کرد که تصور اینکه افزایش درآمد پایدار خواهد بود، اشتباه است. همچنین Shopify  نیز ۱۰  درصد از نیروی کار خود را در ماه ژوئیه کاهش داد. با این حال مدیر عامل شرکت Tobi Lutke  گفت که در پیش بینی جهش دائمی پنج تا ۱۰ سال آینده در نرخ رشد خرید آنلاین اشتباه کرده است.

وال استریت ژورنال گزارش داد که دور کنونی اخراج‌ها بر ۱٫۲ درصد از کل نیروی کار آمازون تا سپتامبر تأثیر خواهد گذاشت. با این وجود، جاسی گفت که آمازون تصمیم درستی برای افزایش سریع از سال ۲۰۲۰ گرفت و اضافه کرد که بهتر است بیش از حد بزرگ شویم تا اینکه خیلی محدود بمانیم.

انتهای پیام/ محمد حسن اسدی طاری

اخبار

” اس ای اس ” به شرکت ها کمک می کند تا تعادل را در دنیای زنجیره های تامین در حال تغییر پیدا کنند

خرده فروشان و تولیدکنندگان کالاهای مصرفی اکنون بیش از هر زمان دیگری به برنامه ریزی دقیق تقاضا نیاز دارند. با کمک SAS® Intelligent Planning Cloud متحول کننده بازی و مبتنی بر هوش مصنوعی، شرکت ها می توانند نیازهای خریداران و اختلالات حمل و نقل را به طور موثرتری پیش بینی و برطرف کنند. راه حل نرم افزار به عنوان یک سرویس اکنون در ” اس ای اس کلود  “ با پشتیبانی ” مایکروسافت آژور “ در دسترس است.

به گزارش ارتباط امروز، برایان کیلکورس، شریک مدیریتی در Retail Systems Research گفت: «شرکت‌های موفق خرده‌فروشی و کالاهای مصرفی باید بتوانند در زمان واقعی به شرایط عملیاتی و بازار واکنش نشان دهند و همچنین سناریوهای وضعیت آینده را مدل‌سازی کنند تا چابکی کسب ‌وکار بیشتر شود.» “فناوری های SAS ادغام شده با مایکروسافت آزور برای انجام تجزیه و تحلیل سریع تر و کامل تر در نظر گرفته شده است تا کسب و کارها بتوانند نتایج زمان رسیدن به بازار را سریعتر درک کنند. ارائه SAS در آژور ساخت و مدیریت مدل های خودکار پیچیده را برای پشتیبانی از کارایی عملیاتی بهبود یافته ارتقا می دهد.”

دن میچل، مدیر جهانی خرده‌فروشی و کالاهای مصرفی در اس ای اس کلود گفت: برنامه‌ریزی هوشمند SAS کاملاً خودکار است، بنابراین کاربران از وضوح بهبود یافته برای حل مشکلات تجاری بدون استرس بر عملیات ابری پیچیده بهره می‌برند». “هنجار جدید برای شرکت ها باید بهره برداری از داده های دارایی، سیستم، مکان و فناوری در زمان واقعی با برنامه های کاربردی هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی پیچیده مانند مواردی باشد که در این پیشنهاد تجسم یافته است. نادیده گرفتن این رویکرد ممکن است به معنای از دست دادن فروش، مشتریان و سهم بازار باشد.”

فلیس میلر، رهبر استراتژی کسب‌وکار، خرده‌فروشی و خرده‌فروشی، گفت: “نوسانات در تقاضای مصرف‌کننده فقط مشکلات زنجیره تامین را تشدید می‌کند. بنابراین، وقتی محصول شما در آن کشتی در بندر بالا و پایین می‌رود، گزینه‌های خود را می‌بینید و می‌توانید یک محور آگاهانه ایجاد کنید.” کالاهای مصرفی در مایکروسافت “به همین دلیل است که SAS و مایکروسافت در حال ایجاد مجموعه ای غنی از راه حل های متمرکز بر زنجیره تامین هستند که به شرکت ها کمک می کند تا از کانال های داده بلادرنگ بهره ببرند تا توانایی خود را در تشخیص، پیش بینی و سازگاری با اختلالات SAS  تقویت کنند. کمک به مشتریان از طریق اختلالات زنجیره تامین یک تجارت جدی برای SAS است.

انتهای پیام/

کسب و کار

قلب کسب و کار شما دقیقا کجاست؟!

مرجان جانقربان: یک تیم فوتبال را در نظر بگیرید. مربی،سرپرست، بازیکنان و… که هر کدام وظیفه خاص خود را بر عهده دارند. وقتی تیم برنده می شود همگی اعضا در این برد دخیل هستند. یک گروه کنسرت محبوب، یک فیلم سینمایی پر فروش، اعضای یک خانواده و حتی بدن انسان همگی حاکی از آن است که برای درست کار کردن یک سیستم، باید کلیه اجزا در حدی قابل قبول به وظایف خود عمل کنند.با این مقدمه وارد بحث اصلی می شویم. کسب و کار شما دارای بخشهای متفاوتی است. شما در صورتی برندی ماندگار و موفق خواهید بود که کلیه این بخشها به صورت هماهنگ با یکدیگر در تعامل بوده و مسئولیتهای خود را به درستی انجام دهند.

مجدد به مثالهای قبل بر می گردیم:

سوال اول : فرض کنید یک تیم فوتبال گل می خورد. آیا فقط دروازبان مقصر است؟

سوال دوم : تصور کنید یک گروه کنسرت، موسیقی دلنوازی را اجرا می کند. آیا فقط نوازنده ویولن آن در این موفقیت نقش دارد؟

در تمامی سوالات مشابه سوالات فوق، بدون شک جواب منفی است. زیرا شما نمی توانید در یک سیستم، نقش بخشی را بارزتر بدانید و یا بخشی را حذف کنید. بزرگترین صدمه به کسب و کارها نشات گرفته از همین دیدگاه است. به این موضوع کاملا دقیق و جدی توجه داشته باشیم که کلیه قسمتهای کسب و کار شما دارای اهمیتند. شاید بعضا به اقتضای شرایطی خاص شما مجبور باشید که در مقطعی از زمان بخشی را در اولویت قرار دهید و یا تمرکز بیشتری روی آن بخش داشته باشید اما حتما همه بخشها به یک میزان ارزشمند هستند.

اجازه بدهید یک مثال دیگر بزنیم. یک دایره را تصور کنید. آن را به چند بخش تقسیم کنید. هر قسمت از دایره را به یک بخش از کسب و کار خود اختصاص دهید. اگر شما به بخش برندینگ اهمیت بیشتری بدهید و به عنوان مثال از بخش منابع انسانی غافل شوید، چه اتفاقی برای دایره خواهد افتاد؟ صد در صد از حالت طبیعی خارج می شود. تبعات این موضوع این خواهد بود که چرخ کسب و کار شما به درستی نمی چرخد و به قول معروف پنچر است!

گاهی شاهد این موضوع هستیم که به دلیل تخصص خاص خود، سعی می کنیم که آن تخصص را برجسته تر کنیم. این امر باعث خواهد شد که دیدگاهی را برای مدیران و صاحبان کسب و کارها ایجاد کنیم که نتیجه آن گریبان گیر خودمان و موجب غفلت آنها از سایر قسمتها خواهد شد و همین موضوع موجب می گردد تا به نتایج مطلوب دست نیابیم و همیشه سرگردان و به دنبال راه حل درست برای پیشبرد برند خود باشیم. شیوه صحیح آن است که تخصص خود را تنها و تنها بخشی موثر در روند کسب و کارها معرفی کنیم و این دیدگاه را فرهنگ سازی کنیم تا علاوه بر تخصصی که داریم، کل کسب و کار نیاز به مشاورینی دیگر در زمینه های مختلف دارد.

قلب کسب و کار شما، کلیه اجزا و بخشهای آن است

تمام بخشهایی که شما را روزانه یاری می کنند تا برند خود را در بین سایر رقبا در بازار متمایز کنید. حتی آبدارچی سازمان خود را هم از یاد نبرید. برای هر قسمت از کسب و کار خود علاوه بر اینکه از مشاوران و متخصصان درخواست راهنمایی می کنید، باید به طور ویژه نیز توجه خاصی به آن اختصاص دهید. امیدواریم چرخ کسب و کارتان همیشه بر وفق مراد بچرخد و ضربان قلب برند شما  تا ابد ادامه داشته باشد.

انتهای پیام/ منبع: برندینگ